ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

698

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

از وفور حق‌شناسى « 1 » نوّاب شاهزادگان آزاده محمود ميرزا و همايون ميرزا ، اوضاع سى سالهء « 2 » نوكرى دربار دولت جاويد را بر باد دادم [ و ] مدّت هفت ماه در قلعهء روئين دز نهاوند كه از مستحدثات محمود ميرزاى ارجمند است ، محبوس بودم و از زندگى و زندگانى مأيوس . بالاخره حضرت صاحبقران دادرس به توسط امنيان شوكت خداداد به دادم رسيد و به نوشته و پيغام مقرّبان و حمايت همسايگان ، فرار اختيار كرده ، بخت سعيدم « 3 » به آستان خلافت نشان كشيد . هادى خان تركمان ، ساكن قريهء آورزمان « 4 » ملاير ، كه در دو فرسخى نهاوند واقع است ، سه روز در قريهء مذكوره ما را ضيافت كرد و بقيهء متعلّقان و متعلّقات را به طرز مختلفه از بلدهء نهاوند برآورد . بالجمله ، بعد از ورود به قريهء چوبين ملاير ، كه اكنون معروف به دولت‌آباد است و مقرّ ايالت شاهزادهء آزاده شيخ على ميرزا ، در سراى حضرت ميرزا محمد حسن شيرازى كه وزير آن ديار و ربيب خالوى اين مدحت‌گزار بود ، منزل كردم و مدّت دوازده شبان روز در آن مكان بهجت‌اندوز در عين احترام ، روز و شبى به سر آوردم . نوّاب شيخ على ميرزا ، نهايت رحمت و رأفت منظور داشت و همّت بر مرمّت احوال اين جمع پريشان گماشت . تداركى كه شايسته بود ، از نقود سيم و زر و اسب و استر و كجاوه و چادر مرحمت فرمود . معتمدين امين به همراه كردند تا ما را سالما غانما به شهر سلطان‌آباد كزاز « 5 » آوردند . اين سلطان‌آباد كه از مستحدثات مرحوم يوسف خان سپهدار عراق « 6 » است و مشحون از آبادانى و نعمت بىشمار ؛ حضرت غلامحسين خان سپهدار تازه كه از شرف مصاهرت شاهنشاه دوران بلند آوازه است با وجود مشغولى به خدمات ورود مسعود [ 398 ] ، لازمهء لطف و مهربانى به عمل آورد و تدارك ديگر از مركوب و زر بر تدارك نوّاب شاهزادهء همّت سير مزيد كرد . بعد از روز استجمام ، عازم دار الايمان قم شدم و در آن ديار ، شرفياب دربار انجم تحشّم آمدم . از فرط مروّت فطرى ،

--> ( 1 ) . مجلس : « شناسى » ( 2 ) . مجلس و ملك : + « ايام » ( 3 ) . مجلس : « سفيدم » ( 4 ) . بر سر راه نهاوند به ملاير ، در شمال شرقى نهاوند قرار دارد . ( 5 ) . اراك امروزى ( 6 ) . مجلس : - « عراق »